تبلیغات
فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^ - دیوونه بازی نکن

فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^


HOME MAIL TELL ROZA
 دیوونه بازی نکن
دوشنبه 20 آذر 1396 × 09:39 ب.ظ    
منو معستی و هلن
یا الله یا الله غریبه کجایی؟بازدید کننده کجایی؟electricf.gif (63×28)
عاغا الهی خدا به کمکتون مرسی از نظرا:)
ضمن اطلاع چن روزه دارم بندری میرم امتحان اجتماعی و علوم داشتیم هی خرر بزن خرر بزنpinkglassesf.gif (28×31)
اخرشم خوابم برد رو کتابه با خداا سیل اومده یهو سرمو بردم بالا دیدم سیلابه تف دهنمno.gif (16×15)
یکتا هم امتحان احکام داش داشتیم بش روش تقلب یاد میدادیم 
فرم مدرسمون عینه کته برداشته بود کتاب احکامو گذاشته بود تو مانتوش 25r30wi.gif (28×24)
میگفتیم تو سوال 5گیر کردی یه جوری علامت بده الینا به دادت برسه 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
خودکار نامریئم رو هم دادم بش ولی ضایع تقلب کرده بود خانوم عبداللهی عصبی بود
واییی اونقده خندیده بودم با صندلی داشتم یکسان میشدم
بدبخت یکتا میگفت اگه مردم حلالم کنید چیزی یا کار بدی ازم دیدید حلال کنیدminzdr.gif (59×30)
اگه مردم حامد همایون بیارین برام غیر مستقیم دیوونگی بخونه فقط اولشو بخونه loudlaff.gif (32×35)
بقیه رو دوس ندارم حلوا هم یه لایه نازک باشه اگه یکی گفت جوون خوبی بو
بزنین تو سرش!bore.gif (60×49) 25r30wi.gif (28×24)
ماهم که خنده غش کردع بودیم چهارشنبه تعطیل شد چاکر حضرت محمد loudlaff.gif (32×35)
ااخ که ما چقد کیف میکنیم تو تعطیلات!130fs358763.gif (58×51)
جمعه هم که هلن از الان اطلاع داده میره سولمحsnapoutofit.gif (60×43)
خانوم قبادی هم سه شنبه زنگ اول دوم حاضر بود زنگای بعد عربی میرقصیدیم ناموساlaugh2.gif (19×20)
زنگ دوم هم قران میخوندیم در به طرز وحشتناکی توسط یکی از حیوانات نادر به اسم الینا:|
بود واااای که وقتی دید خانوم تو کلاسه چقد قیافش دیدنی بود:|laugh2.gif (19×20)
ساعتم هم کل زده بووود رفتم یکم خودمو مظلوم کردم بابا بزرگم برام ساعت بخرهpainteggsmile.gif (55×38)
دستشو گرفته بودم با عصاش میزد تو سرم میگف ولم کن دختر کله سحر اومدی بریم 
ساعت بخریم بخریم میکنی!25r30wi.gif (28×24)
اخرش هم خرید مهستی داره میسوزههه!smile.gif (37×18)
تو کلاس صبحی داش رو کتابو میخوند
شبنم:صفویه ها(سکسکه گرفته بود)با ها عثمانی ها sigh.gif (21×28)25r30wi.gif (28×24)
ماهم کلا پوکیده بودیم!25r30wi.gif (28×24)
ندائی:خانوم خجالت با کدوم((خ)) نوشته میشه؟chocolate.gif (80×39)
این دیگه باید الان کلاس اول میبود kap.gif (52×39)
من:با خ سه دندونه 4chsmu1.gif (29×19)
همچین بچه هایی هستیماااا کلا یه دسته ای کیو4chsmu1.gif (29×19)
+تو مبتکران یه مرده هست لکنت زبون داره هر وقت میاد یکتا اداشو در میاره ما هم نمیتونیم
بخندیدم مداد پاکن پرت میکردیم زمین می نشستیم یه دل سیر میخندیدیمlaugh2.gif (19×20)
چن تا هم گاو هست تو کلاس (چن تا گنده بک هست اسمشونو گذاشتیم گاو)laugh2.gif (19×20)
یه دختره اومده بود با ناصری میحرفید میگفت من این ساعت میام فلان 
سارینا:حرص نخور کیمیاrolleye.gif (19×18)
یکی از گاوا:هه؟اوبویدانا؟stoneage.gif (53×30)
سودا:نو اولار به منیم دانشگاهی اوخیان دوستم وار
مهدیس:اله ییر!loudlaff.gif (32×35)
+پنجما داشتن گرگم به هوا بازی میکردن هی روزگار یاد پنجم افتادم بازی میکردم احساس80 ساله 
ها بهم دست داد منم بهش دست دادم هههه چه با نمکم منloudlaff.gif (32×35)
تو حیاط مدرسه در حال وحشی گری بودم که یهو یه گربه تپل مپل داشت رد میشد که عین 
جن زده ها دویدم افتادم دنبالش گربه بدو من بدو بدبخت فکر کرد ازاریمlaugh2.gif (19×20)
بالاخره گیرش اوردم گردنشو گرفتم و فشارش دادم یه لحظه بم پنجول انداخت که پرتش کردم زمین 
من:گربه ی بی فرهنگه بی لیاقت مگه ادم نیستی ها؟خاک بر سرت:|
یهو گربه رم کرد یه قدم رفتم عقب تر اومد جلوتر 
من:گربه بیا اصن دوز باشیمlollipopsmiley.gif (44×37)
دیدم اومد جلوتر من رفتم عقب تر این دفعه گفتم بیا با هم مدارا کنیمlollipopsmiley.gif (44×37)
اومد جلو یه میو گفت که فکر کنم قبول کرد اتش بس کنیم اما
یهو عین گاو افتاد دنبالم 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
من:گربه ی گاو چرا همچین میکنی ها جون ننت بیخیال واای کمک!!25r30wi.gif (28×24)
+رفته بودیم عروسی دوبس دوبس عروسی 
اوپس اوپس هو دیشدین دیرین دیشدین دیرین cancan.gif (86×47)
اهم اهم خب عاغا از شانس نداشته ی داییه بابای من بارون بارید یکم بعد زرت 
از این سوز های سرما که تا جمجمه ادم فرو میرهgun.gif (45×30)
خلاصه رفتیم گلی رسیدیم اونجا بی تربیت ها نمیتونستن تاخیر بندازن؟
همه چشمشون روبه من بود این همه خوشگل شده بودم؟heartsmile.gif (19×18)
نگران سقف نباشید به هیچ وجه!29dz8zk.gif (55×40)
پ.ن#:اخرش چشم زدن ساعتم دوباره شیشه اش افتاد ولی نشکست خداروشکر داینا...boredsmiley.gif (33×19)
+رقصیدیم با مهستی خیلی عالی یکی سوت میزد یکی کل میکشید فیلم برداره هم خوشش اومد 
پاشد فیلم گرف زودی 128fs318181.gif (16×15)
+یدونه دختر بود هی با داداشش میرقصید (داداشش پنجم یا چهارم رو میخونه)روشونو کم کردیم
رفتیم با امیر ای هان مهستی اتاق دلقک بازی در میاوردیم یهو درو باز کردم گفتم شام میدن 
بدون شام میمونیم دیدم اوهاااا فامیلای عروس اومدن dancing1.gif (41×25)
(از طرف عروس بودیم)hippie7.gif (28×24)
داداش سودا(عروسه)از خودش یه کت شلوار بزرگ پوشیده بود اومده بود اون یکی داییه بابام 
امید بابای عروسه هم خجالت کشید نیومد 2lbkos0.gif (33×49)
پسر امید سجاد (از مو 5 سال بزرگ هستند)می رقصیدن با داماد پسرهی خل! loudlaff.gif (32×35)
حالا حامد پهلاااانه وقتی منو میبینی دلت می لرزه هی غم من واسه تو 
یه دنیا می ارزه دیگه مث من واست پیدا نمیشه هی اخه منو میخوای واسه همیشهflirtysmile2.gif (41×27)
هی فدام شی عاشق خنده هام شی laugh2.gif (19×20)
اهااا اهاااا دیوونم دست خودم نیست بخدااdevil.gif (18×21)laugh2.gif (19×20)
پ.ن#:ساندویچامون من معستی هلن:|
بسوززین loudlaff.gif (32×35)
خیلی خوش گذشت این هفته
+با ما همراه باشید airplane.gif (97×64)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()