تبلیغات
فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^ - کربلا...پآی پیاده...

فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^


HOME MAIL TELL ROZA
 کربلا...پآی پیاده...
چهارشنبه 12 مهر 1396 × 07:35 ب.ظ    
.
کربلا لبریز عطر یاس شد....نوبت جانبازی عباس شدdreamyeyesf.gif (28×48)
احوالا؟fireplace.gif (67×66)
خوش میگذره چهار روز تعطیلی؟
این چهار روز قیافه من اینجوری بود:29dz8zk.gif (55×40)25r30wi.gif (28×24)
عاشورا هم رفته بودیم شبیه خونی مسجد معصومه اینا از بس 
باهم هرهر و کرکر کردیم از چشمم اشک میومد!25r30wi.gif (28×24)
ما داشتیم میزدیمم یخوردیم میخندیدم مردم نشسته 
بودن لیتر لیتر اشک میریختن اصن یه وضعی بوداااا25r30wi.gif (28×24)
حسنا و معصومه هم اسیر شده بودن منم که عشاق شبیه خونی:|
با حسنا رفته بودیم دسشویی یه پسره بود به حسنا گفت:
اهاااای اسیر کوفه 
حسنا:مرض
من:25r30wi.gif (28×24)
جوری تو حالو هوای شبیه خونی بودیم جوری رفتار میکردیم
انگاری شبیه خونی رو بابامون برگذار کرده! 25r30wi.gif (28×24)
و این بچه های مدرسه به حدی من معروفم که هر جا 
منو میدیدنجیغ میزدن هستیی 121fs725372.gif (49×38) 25r30wi.gif (28×24)
یه دختره بود اسمش ترنم بود هفتم رو میخوند قدش
 تا کمر من بود اومدع بود اسیر شده بود
و همش با معصومه در حال جنگ و جدل بودن جالب اینجا بود
 از خنده هم داشتن روده بر میشدنloosingitsm.gif (23×19)
تو خیمه اسیر ها نشسته بودیم معصومه تخمه داش میشکون25r30wi.gif (28×24)
من کیک میخوردم حسنا دلستر میخورد25r30wi.gif (28×24)
مهستی تو خیمه لم داده بود25r30wi.gif (28×24)
اصلا شبیه اسیر نبودیم والا25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
انگاری خونه ی بابامون بودهمگی لم داده بودیم و درحال
 جنگ و فک هامون هم اروم نمیگرف!laugh2.gif (19×20)
معصومه:بیر آی بردا قالسوز فرهنگوز ایتر laugh2.gif (19×20)
من:evilsmile.gif (19×18)
مهستی:25r30wi.gif (28×24)
حسنا:
هنو خیمه رو یه جاش از این سنجاق ها زده بودنaxesmileyf.gif (40×30)
رفت تو دستم دستم اوف شد begging.gif (19×19)
(آی عم مظلوم:|)
هنو نشسته بودیم تو خیمه برامون مخصوص چای اوردن
میبینین چقد مهمون نوازن؟25r30wi.gif (28×24)
عاغا 4تا قند داشتیم 25r30wi.gif (28×24)
با 4تا قند یه چایی رو کوفت کردیم25r30wi.gif (28×24)
ولی من در واقعیت 10 تا قندو با یه چایی میخورم25r30wi.gif (28×24)
عاغا هنو ساندویچ و حلوا سیب زمینی و خرما چی چی میدادن
بیشورا به ما ندادن 
اخر شبیه خونی هم دستامو جوهر کردمacigar.gif (66×48)
دستام+.+
Me#winking.gif (19×18)
هنو وقتی امام حسین رو میخواستن شهید کنن پیشه یزید 
واستاده بودمیهو داد زد برین اونورعاغا نمیدونین 
چقد ترسیدم 6 متر پریدم تو هواباع زلزله هم شده انقد نترسیدم:|
خلاصه خیلی خوش گذشتsmileybunny1.gif (61×48)
دوستم و من:)
اینم منو دوستم کفش صورتیه دوستمه مشکیه منمinlove.gif (39×26)
:)
منو مهستی:))clap.gif (28×37)
:)
روز اول مدرسه هم که با دوستامون ردیف اول نشستیم evilsmile.gif (19×18)
یعنی اینجوری بود قیافمون:jazzybass.gif (54×63)25r30wi.gif (28×24)
معلممون هم خانوم قبادیه اونقده سخت گیره هیچی
 دیگه این روزا فاتحمون خوندس bokmal.gif (73×30)
+فعلا



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()