تبلیغات
فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^ - جغور بغور نوشت#

فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^


HOME MAIL TELL ROZA
 جغور بغور نوشت#
چهارشنبه 1 شهریور 1396 × 08:37 ب.ظ    

Related image
سلام
Hello
عاغا امسال امتحان نمونه داریمو اینا مامانو بابام پدرمو
 در اوردن اونقده گفتن درس بخونboredsmiley.gif (33×19)
و طبق معمول اگه از نمونه در نیام کلمو میکنن!lollipopsmiley.gif (44×37)
عمه بابا بزرگم عمه ریحان یه پسر داره اسمش سیامکه
اصن حرف نمیزنه و وقتی مهمون هست نمیاد پایین با 
گوشیش فقط بازی میکنه(لالی چیزی خدایی نکرده
 نیستاا فقط یکم تو خودشه)laugh3.gif (28×24)
و این  مامانو بابای من میگن اخرش مثل این سیامیشین
 دوتاتونم یعنی عاغ میخوام بزنم تو سر و صورتم؟! 
دیروز هم رفته بودیم خونه بابا بزرگم امیر نشسته 
بود داشت فرش میشست زرشکmonkey.gif (25×21)
بزارین بشوره وظیفشه25r30wi.gif (28×24)
نصیحت کردمش از این به بعد ظرف هم بشوره25r30wi.gif (28×24)
مررض
با هلیا داشتیم نرده پاک میکردیم ولی شبیه نرده پاک کردن نبود
 بیشتر شبیه خل بازی بود 25r30wi.gif (28×24)
مهستی گفت:نادیر(نادر بابا بزرگه هلیاس)25r30wi.gif (28×24)
هلیا:هووی چیتی چرپارم باشوا مثلا میخواس قهرمان
 بازی در بیاره 25r30wi.gif (28×24)
(دُرس نوشتم؟)
معنیش اینه:
هووی پارچه رو میکوبم تو سرتاا. 25r30wi.gif (28×24)
منو مهستی هم از خنده روده بر شده بودیماز مامان
 بزرگمم نگم دیگه25r30wi.gif (28×24)
روم نمیشه تعریف کنم باس همه رو سانسور کنمفردا هم میخوایم
 بریم استارا و سرعین همین دیگه خواستم خبر بدم306.gif (37×19)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()