تبلیغات
^_^تَعـطیــلاتِ رویــآیــی^_^ - بع بع !D:

^_^تَعـطیــلاتِ رویــآیــی^_^

پُـشـتِ مـَن خـُدا بـوده هَمـیـشه...


HOME MAIL TELL ROZA
 بع بع !D:
پنجشنبه 1 شهریور 1397 × 05:45 ب.ظ    
به نام خدا

موضوع انشا: عید قربانِ خود را چگونه گذراندید؟!

ما در عید قربان به اجبار و اصرار پدر ساعت شیشِ صبح بیدار شده

و تشریف بردیم به خانه ی پدربزرگمان! D:

ما تا حالا درعمرِ خود 9 صب را ندیده بودیم که حالا به لطف

 عید قربان دیدیم!

البتـه دیده بودیـم آن هم به طرز تیزهوشان طوری!! :|

عاغا انگار نه انگار عیــد بود!!همـه بی اعصاب بــودن!!

اصــلا مـن از خونه دوس ندارم بیرون بیام!!وقتـی اومدمم با

 زور برمیگردم خونه کلا به تغییر مکان مقاومت دارم!!

یا وقتـی دراومدم هم میگم:آخیییش از اون چار دیواری دراومدیم 

چی بود اخه ادم افسرده میشه!!

برگشتنی میگم:آخیییش هیچ جا خونه ی خود ادم نمیشه!!

این یکی از صفات با ارز ما ایرانیاست مسخره نکنین خـخـخ!!

عیــدقربون هلیا هم در کنار ما بــود!!

بحث عیدو تموم کنیم بریم سر یچیز حساس!!

تیــــــزهـــــوشان!! D:

خب عاقا وقتی ما رفتیم دیدیدم از هرجا اومدن همع هم آشنا!!

استاد بابامو هم دیدیـم!!

الیکا شاهیـن،ثمین وحدتی و...

بالاخره ما رفتیم داخل سالن صندلی ما تو سالن بودش!!

دقیقا صندلی مهستی جلوی من بود!!صندلی مهدیس هم پشت من!!

اونقده عالــی با استرس فراوان!! D:

ما داشتیم از درس حرف میزدیم بقیه از خنداننده شو!! :|

یعنی یه وضعی هنوز یه نفر میگفت من شب یه دقه کتابامو باز

 کردم حفظ کردم

بعد جمع کردم یعنی ترکیده بودم اخه بدبخت گفتن هوشه نه 

مطالب چرته کتاب

وسط امتحان من همرو قشنگ تمیز زدم تو دوتاش شک

 داشتم اونم بسم الله گفتم 

گزینه رو پر کردم جالب اینجاست جوری میگفتن وقت وقت

 بسیار کمیه من وقت

زیاد اوردم!!جون خودم تعریف از خود نباشه هاا..

جوری که مراقبا تعجب کرده بودن اومدن واستادن بالا

 سرم ببینن چطو اینطوری

وقت کم اوردم و اینا چطو تست زدم!! D:

زن رشید هم مراقب بود!!خدایا اخه جووووون من چقد خر شانسم!!

فک نکنین اومد تقلب گفتا اومد گفت اب میخوری گفتم نه پاشد رفت:/

یه تقلب هم نگفت:/

تازه مراقبا داشتن حرف میزدن بالا سرم منم گوش میکردم

 هم تستو میزدم!!

در حین دو حــــال!!D:

مراقب یک:این تست که تست ریونه من اینو دیده بودم 

کاش به خواهرزادم میدادمش میخوند

مراقب دو:اره؟واقعا؟خواهرزادت کو؟

مراقب یک:همینجا تو این کلاس من مراقبشم

من با خودم:خر شانسه چقد این،خدایا اگه این دختره دراومد

 حق منو نه که هیچ

حق همرو خورده خخخخخخخ :|

هنو اول وقتی دفترچه سوالارو پرت کردن رو زمین من با 

خودم بهشون فحش

میدادم چرا انقد بی ادبن که پرت میکنن خخخخخ D:

گفتن شروع کنید هنوز ماتو مبهوت واستاده بودم چیکار کنم 

حالا دیدم همه

خم شدن دفترچه رو برداشتن منم همون کارو کردم خخخخ D:

هوش سیـــاه کی بودمـ ؟ D:

از مهدیس هم تقلب خواستم ندادش معلوم بود اگه میداد هم اگه جواب 

گزینه دو بود میگفت سه:/

به همین چیز حسوته والا بخــدا.. :|

راستی

گوسپندِ همسایه هم به سلامتی سر بریده شد

و خدا میداند دراین دوروز من چقدر دعا میکردم که عید 

قربان زودتر فرا برسد

تا از صدایِ بع بع وی خلاص شویم!

+و تراختـــور گــل میزنــــــد چ میکنـــــــع ایــن تراختـــــور!!

تراختـــــور هویت مــــن اســـت !! D:

این فوتبال چیست که عالم همه دیوانه ی اوست!