تبلیغات
فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^

فـــانتـزی هــای ذهــنم^_^


HOME MAIL TELL ROZA
 شاه پست:)
دوشنبه 2 مرداد 1396 × 12:34 ب.ظ    
z5sn_img_۲۰۱۸۰۱۰۱_۱۰۲۴۳۶_۰۵۲.jpg (500×370)
به نام خدا
سلااااااام

لـبـــــــخـــــــــــــنـــــدپلیز 
   
امیدوارم ازوب بندہ خوشت بیاد 
جادارہ بگم وبـہ دومیه که قبلیه تو اوابلاگ بودکه 
به دلایلی نیستونابودشد
هروبی قوانین خودشودارہ دیگه
1بالب و لوچه توهم رفته وخماروبی حوصله واردنشین
2تبادل لینک یڪنم 
 ولیییے 
ازین ڪامنتایی که  سروته ندارہ جفندیاتههمش 
میگـہ بـ؋ـرس ب کی باهاش عروسی میڪنی اگه 
نفرستی شیش تاغدہ سرطانی درمیاری
نـ؋ـرستین خواهشا 
 آیا میدانید خوشگلا کامنت های بیشتری میگذارند؟؟

.

.

.

منم نمیدونستم الان خودم کشف کردم


 3توهین و اصاب خوردکنی ندالیم 
   همینا دیگه 
 درپناهه حق باشین لبتون همیشه خندوننننننننن 
یادمون نره اللهم عجل لولیک الفرج



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 :)
سه شنبه 21 آذر 1396 × 09:55 ب.ظ    
خدا میداند ...
خدا میداند...:)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 دیوونه بازی نکن
دوشنبه 20 آذر 1396 × 09:39 ب.ظ    
منو معستی و هلن
یا الله یا الله غریبه کجایی؟بازدید کننده کجایی؟electricf.gif (63×28)
عاغا الهی خدا به کمکتون مرسی از نظرا:)
ضمن اطلاع چن روزه دارم بندری میرم امتحان اجتماعی و علوم داشتیم هی خرر بزن خرر بزنpinkglassesf.gif (28×31)
اخرشم خوابم برد رو کتابه با خداا سیل اومده یهو سرمو بردم بالا دیدم سیلابه تف دهنمno.gif (16×15)
یکتا هم امتحان احکام داش داشتیم بش روش تقلب یاد میدادیم 
فرم مدرسمون عینه کته برداشته بود کتاب احکامو گذاشته بود تو مانتوش 25r30wi.gif (28×24)
میگفتیم تو سوال 5گیر کردی یه جوری علامت بده الینا به دادت برسه 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
خودکار نامریئم رو هم دادم بش ولی ضایع تقلب کرده بود خانوم عبداللهی عصبی بود
واییی اونقده خندیده بودم با صندلی داشتم یکسان میشدم
بدبخت یکتا میگفت اگه مردم حلالم کنید چیزی یا کار بدی ازم دیدید حلال کنیدminzdr.gif (59×30)
اگه مردم حامد همایون بیارین برام غیر مستقیم دیوونگی بخونه فقط اولشو بخونه loudlaff.gif (32×35)
بقیه رو دوس ندارم حلوا هم یه لایه نازک باشه اگه یکی گفت جوون خوبی بو
بزنین تو سرش!bore.gif (60×49) 25r30wi.gif (28×24)
ماهم که خنده غش کردع بودیم چهارشنبه تعطیل شد چاکر حضرت محمد loudlaff.gif (32×35)
ااخ که ما چقد کیف میکنیم تو تعطیلات!130fs358763.gif (58×51)
جمعه هم که هلن از الان اطلاع داده میره سولمحsnapoutofit.gif (60×43)
خانوم قبادی هم سه شنبه زنگ اول دوم حاضر بود زنگای بعد عربی میرقصیدیم ناموساlaugh2.gif (19×20)
زنگ دوم هم قران میخوندیم در به طرز وحشتناکی توسط یکی از حیوانات نادر به اسم الینا:|
بود واااای که وقتی دید خانوم تو کلاسه چقد قیافش دیدنی بود:|laugh2.gif (19×20)
ساعتم هم کل زده بووود رفتم یکم خودمو مظلوم کردم بابا بزرگم برام ساعت بخرهpainteggsmile.gif (55×38)
دستشو گرفته بودم با عصاش میزد تو سرم میگف ولم کن دختر کله سحر اومدی بریم 
ساعت بخریم بخریم میکنی!25r30wi.gif (28×24)
اخرش هم خرید مهستی داره میسوزههه!smile.gif (37×18)
تو کلاس صبحی داش رو کتابو میخوند
شبنم:صفویه ها(سکسکه گرفته بود)با ها عثمانی ها sigh.gif (21×28)25r30wi.gif (28×24)
ماهم کلا پوکیده بودیم!25r30wi.gif (28×24)
ندائی:خانوم خجالت با کدوم((خ)) نوشته میشه؟chocolate.gif (80×39)
این دیگه باید الان کلاس اول میبود kap.gif (52×39)
من:با خ سه دندونه 4chsmu1.gif (29×19)
همچین بچه هایی هستیماااا کلا یه دسته ای کیو4chsmu1.gif (29×19)
+تو مبتکران یه مرده هست لکنت زبون داره هر وقت میاد یکتا اداشو در میاره ما هم نمیتونیم
بخندیدم مداد پاکن پرت میکردیم زمین می نشستیم یه دل سیر میخندیدیمlaugh2.gif (19×20)
چن تا هم گاو هست تو کلاس (چن تا گنده بک هست اسمشونو گذاشتیم گاو)laugh2.gif (19×20)
یه دختره اومده بود با ناصری میحرفید میگفت من این ساعت میام فلان 
سارینا:حرص نخور کیمیاrolleye.gif (19×18)
یکی از گاوا:هه؟اوبویدانا؟stoneage.gif (53×30)
سودا:نو اولار به منیم دانشگاهی اوخیان دوستم وار
مهدیس:اله ییر!loudlaff.gif (32×35)
+پنجما داشتن گرگم به هوا بازی میکردن هی روزگار یاد پنجم افتادم بازی میکردم احساس80 ساله 
ها بهم دست داد منم بهش دست دادم هههه چه با نمکم منloudlaff.gif (32×35)
تو حیاط مدرسه در حال وحشی گری بودم که یهو یه گربه تپل مپل داشت رد میشد که عین 
جن زده ها دویدم افتادم دنبالش گربه بدو من بدو بدبخت فکر کرد ازاریمlaugh2.gif (19×20)
بالاخره گیرش اوردم گردنشو گرفتم و فشارش دادم یه لحظه بم پنجول انداخت که پرتش کردم زمین 
من:گربه ی بی فرهنگه بی لیاقت مگه ادم نیستی ها؟خاک بر سرت:|
یهو گربه رم کرد یه قدم رفتم عقب تر اومد جلوتر 
من:گربه بیا اصن دوز باشیمlollipopsmiley.gif (44×37)
دیدم اومد جلوتر من رفتم عقب تر این دفعه گفتم بیا با هم مدارا کنیمlollipopsmiley.gif (44×37)
اومد جلو یه میو گفت که فکر کنم قبول کرد اتش بس کنیم اما
یهو عین گاو افتاد دنبالم 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
من:گربه ی گاو چرا همچین میکنی ها جون ننت بیخیال واای کمک!!25r30wi.gif (28×24)
+رفته بودیم عروسی دوبس دوبس عروسی 
اوپس اوپس هو دیشدین دیرین دیشدین دیرین cancan.gif (86×47)
اهم اهم خب عاغا از شانس نداشته ی داییه بابای من بارون بارید یکم بعد زرت 
از این سوز های سرما که تا جمجمه ادم فرو میرهgun.gif (45×30)
خلاصه رفتیم گلی رسیدیم اونجا بی تربیت ها نمیتونستن تاخیر بندازن؟
همه چشمشون روبه من بود این همه خوشگل شده بودم؟heartsmile.gif (19×18)
نگران سقف نباشید به هیچ وجه!29dz8zk.gif (55×40)
پ.ن#:اخرش چشم زدن ساعتم دوباره شیشه اش افتاد ولی نشکست خداروشکر داینا...boredsmiley.gif (33×19)
+رقصیدیم با مهستی خیلی عالی یکی سوت میزد یکی کل میکشید فیلم برداره هم خوشش اومد 
پاشد فیلم گرف زودی 128fs318181.gif (16×15)
+یدونه دختر بود هی با داداشش میرقصید (داداشش پنجم یا چهارم رو میخونه)روشونو کم کردیم
رفتیم با امیر ای هان مهستی اتاق دلقک بازی در میاوردیم یهو درو باز کردم گفتم شام میدن 
بدون شام میمونیم دیدم اوهاااا فامیلای عروس اومدن dancing1.gif (41×25)
(از طرف عروس بودیم)hippie7.gif (28×24)
داداش سودا(عروسه)از خودش یه کت شلوار بزرگ پوشیده بود اومده بود اون یکی داییه بابام 
امید بابای عروسه هم خجالت کشید نیومد 2lbkos0.gif (33×49)
پسر امید سجاد (از مو 5 سال بزرگ هستند)می رقصیدن با داماد پسرهی خل! loudlaff.gif (32×35)
حالا حامد پهلاااانه وقتی منو میبینی دلت می لرزه هی غم من واسه تو 
یه دنیا می ارزه دیگه مث من واست پیدا نمیشه هی اخه منو میخوای واسه همیشهflirtysmile2.gif (41×27)
هی فدام شی عاشق خنده هام شی laugh2.gif (19×20)
اهااا اهاااا دیوونم دست خودم نیست بخدااdevil.gif (18×21)laugh2.gif (19×20)
پ.ن#:ساندویچامون من معستی هلن:|
بسوززین loudlaff.gif (32×35)
خیلی خوش گذشت این هفته
+با ما همراه باشید airplane.gif (97×64)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 عنوان نداریم
پنجشنبه 9 آذر 1396 × 09:56 ب.ظ    

نیمکت هامون یهویی:|||

پ.ن#:نیمکت هامون یهویی:|

علیک السلام جماعت 4chsmu1.gif (29×19)

+تازگیا حامد همایون میگوشم زیادیflirtysmile3.gif (43×54)

+خانوم قبادی دو روز نیومد مدرسه سه شنبه،چهارشنبهcloversmileyc.gif (60×39)

قیافه ما دقیقا اینطوریییی بود دقیقاااا: cancan.gif (86×47) 25r30wi.gif (28×24)

خیلی کیف میکردیممم  25r30wi.gif (28×24)

وااای که من چقد خوشحالممممم 130fs358763.gif (58×51)

خدایاااا مرسی♥:)

من چقد خوشبختم خیلی وقت بود اینطوری ننوشته بودمpinkglassesf.gif (28×31)

+یکی از دوسام که دلش ازم گرفته بود دلشو به دس اوردمhanghead.gif (22×24)

+خبری ازش نیست...

+برا عموم دختر پیداییدم خودم عاشقه دختره شدم  25r30wi.gif (28×24)

+امروز میرفتیم کلاس بابام دانشگا داش با عموم رفتیم عموم هی میزد این اهنگ میومد:

عاشق شدم رفتتت

اون یکی میزد:

من روانیم با تو عالیم 

اون یکی میزد:

رفت دل من رفت میومد فک کنم همین

 امشب بره زن بگیره  25r30wi.gif (28×24)

این چرت و پرتا رو عمم و زن عموم نبینه صلوااات  25r30wi.gif (28×24)

+دختر عمم خیلی اروم و نازه بغلم بود هی میچلوندمش 

+بابام به یکی از نهما گفته رو درسو بخون 

طرف با شک میخونده 

بابام میگف روغن مایع اونم میگفته 

روغن مایع بابام هم خواسته 

ضایعش کنه گفته دختره من مدرسه

 نمیره خوندن نوشتن بلده 

خخخخ 25r30wi.gif (28×24)

+دارم این چن روزرومخ هلن اباپاشنه بلندرقص پامیرم

 ازش تادلم میخوادباج میگیرم وکار میکشم 
 تابرمیگردہ یه چیزبگه میگم رفتم کیفتوبندازم سطل اشغال  
 خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ 
مامانم اونجاس بدبخت نمیتونه چیزی بگه 
 اخ که چقدمیچسبه خدااین لحظه هاروازمن نگیرخخخ
 قیافش اینجوریه 

+این روزا هردہ دیقه یبارپامیشم 

میگـم مامان گشنمهه 

مامانم:خفه شو دیگه بخواب هی گشنمه گشنمه  
من:
من:/
 یادہ این پیام بازرگانیه تلویزیون افـتادم اونی که دخترہ خوابه
بعدهی میگه داداش گشنمه
 داداشه میگه بخواب هنوزصبح نشدہ خخخخخخ

+خانوم قبادی:هرڪی حرف بزنه ینی ازجونش بیزارہ ادم عاقل  حرف نمیزنه

هرڪی حرف میزنه یاموقع بدنیااومدنش دوسوم مغزشوخالی ڪردن یااینکه صبونـہ چیزخاصی خوردہ خخخخخ 
چدعصبی ای خوع
 یهویکی ازبچہ هابرگشت به دوستش یه چیزگف
حالا33نـفربودیما همون بدبختودیدگـف پاشوپاشوپاشوپاشوخانوم 
 هرچی دخترہ گـف باوغلط ڪردم ساڪت میشم 
گـف پاشوحرف نزن بیا ڪنامن سرپاوایسا تاااخروقت.
نگات ڪنن همـہ که حرف  نزنی خخخخخ 
  یڪی ازبچـہ هادستشوگذاشته بودزیرچونش گـف تو ام پاشوبیاڪناراین وایسا 
بدبخ ڪپ کردگـف چرا گـف من میدونم داشتی اون زیرحرف میزدی دستتوگرفتی جلودهنت من نببنم خخخخ
 اونجابودکه فهمیدیم طرف فابیای حرف زدن دارہ
 یعنی کافی بود یکی حرف بزنه فقط تادوساعت دعواش میڪرد
ول ڪنم نبود 
 انقدترسناڪ بودوترسیدیم پنج شیش ساعتو
یک ڪلمه حرف که نزدیم هیچ نـفسم نمیکشیدیم   25r30wi.gif (28×24)

+ درسمو خوندم اومدم نشستم پیش  مامانم میگم درس خوندم گوشیمو بده میگه: خسته نباشی 

عزیزم برو دوباره بخون .

من

+هفته بعد پنجشنبه میریم عروسی  

+با مهستی رقص دونفره یادگرفتم میخوام تو عروسی برقصم یاصاحب الزمان من ومهستی وسط ڪل چشاام روبه ماگردددددد. 

دست وپامم میلرزه تودلم دوهزاربارخودموفوش دادم که 

چراهمچین غلطی ڪردم گفتم برقصیم از الان گوزومه دوروپ  

+کجای شهر قدم میزنی؟

میخواهم کاملا اتفاقی از آنجا رد شوم...:)

+راس میگه بخداااا 25r30wi.gif (28×24)

fu5029(2).jpg (400×397)

+به دانش آموزان مدرسه ای گفته اند بزرگترین 

آرزویتان را نقاشی کنید.

آن وقت یکی از دانش آموزان در دفترش،

 نقاشی کشیده که یک هلیکوپتر، 

تانک و هواپیما در حمله به مدرسه، آن را ویران می کنند.

خودش هم داخل مدرسه ایستاده و داد می زند «کمک! مدرسه خراب شد».

 اما در کمال ناباوری، این دانش آموز می خندد 

و کیف می کند؛ یعنی آرزویم آن است که مدرسه ام خراب شود!25r30wi.gif (28×24)

خنده های الکی

پ.ن#:

واااای 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)

بابای clapping.gif (36×28)




   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 زلزله:|
شنبه 4 آذر 1396 × 10:45 ب.ظ    
خنده های الکی

بی همگان به سر شود، بی تو بسر نمی شود

این شب امتحان من، چرا سحر نمی شود ؟!

مولوی او که سر زده، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب، درس به سر نمی شود !

خر به افراط زدم، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم، باز سحر نمی شود ! 25r30wi.gif (28×24)

سللاااام احوالا؟خوبین؟
عاغا این یه ماه پدر من در اومدshakinghead.gif (30×18)
اربعین هم بارون بارید زیر اندازیم قالدى گولتوغوم دا:|dunnof.gif (40×16)
پوووف...boredsmiley.gif (33×19)
فرداش هم بارون بارید ما هم رفته بودیم بیله سوار یه تیشرت مشکی خریدم با چن تا خرت و 
پرت دیگه...knitsmile.gif (74×23)
هوووف خدا سیزده بدرمون بارون...عاشورا بارون...اربعین بارون..boredsmiley.gif (33×19)
اومدنی هم یه ساندویچ نوش جون کردمdrunksmilef.gif (34×34)
عاغا هفته پیش زنگ اخر منو و مهستی و الینا و هلن داشتیم گپ میزدیم اونم چه گپی25r30wi.gif (28×24)
بعد یه خانومه اومد با پاشنه بلند قد پاهای من از جلومون رد شد الینا هم خواست اداشو در بیاره 
شلوارشو کشید پایین به طوری که پاچه شلوارش رو زانوش بود پاهاشم عین خر باز کرده بود 25r30wi.gif (28×24)
یهو دیدم یه پسره ایری ایری باخیر lollipopsmiley.gif (44×37)
من:میمون جمع کن اون بن بساتو25r30wi.gif (28×24)
مهستی:واای مردمم25r30wi.gif (28×24)
یهو هلن گفت هستی خدافظ داداشم اومده دنبالم budo.gif (54×37)
آااااااخ آبرومون رفت25r30wi.gif (28×24)
بعد وقتی هلن رفت الینا میگف نیگااا کنینا الان یدونه میزنه به سر هلن داداشش25r30wi.gif (28×24)
که اونم داداش هلن بسی مهربون تشریف داره نزدlaugh2.gif (19×20)
منو مهستی هم از خنده داشتیم میمردیم 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
یسنا رو هم دیدیم بابا بزرگش اگه نبود چیمدیه میگرفتم ازشlaugh2.gif (19×20)
وحشی هم خودتونیدعاغا همسایمون (وکیل اینها)اولش ماشین البالویی خارجی گرفته بود که مهستی ازش خوشش میومد منم از ماشین یکی از فامیلشون که ماشین خارجی سفید بود که روش 
کامل باز میشد و همسایمون البالوییه رو فروخت سفیده رو خریدlaugh2.gif (19×20)
اخیییییش:)
هر موقع یکی نبود میرم دستی میکشم روش 25r30wi.gif (28×24)
عااشق شدممم رررفتinlove.gif (39×26)25r30wi.gif (28×24)
وااای زلزله کرمانشاه عرررر من الفرار:|consoling2.gif (40×29)
هر کی اونجا زندگی میکنه خدا بهش صبر بدهsorrowsmiley2.gif (44×30)
اینجا هم ساعت 11 زلزله اومده بود دوبار شد اونم محکممممloosingitsm.gif (23×19)
همه ریخته بودن بیرون loosingitsm.gif (23×19)
چند دقیقه پیش الله شکر اومده بود 25r30wi.gif (28×24)
امروز هم کم مونده با کامیون تصادف کنیم
گجه لر چولده یاتان عاشق و دیوانه منم
دردین سسی منم مترق و دیواانه منم :)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 هفته ای پرخاطره
دوشنبه 8 آبان 1396 × 07:05 ب.ظ    
:)
می نویسم یادگاری تا بماند روزگاری 
گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری:)
سلام ب همه!(فک کنم فقط پارس ابادیا سلام میدن)
7165.gif (35×25)
خدایا خداوندا به من صبری عطا کن که نزن دهن 
ملت و سرویس کنم!
آخه مدرسه یه هفته نیس شروع شده خانوم امتحان میگیر
وااااااااااااااااااااای.......
کاش ورقه هارو دزد بدزده یا هم باد بزنه ورقه هابرن
خلاصه یه جوری گم و گور بشه البته دور چشم خانوممون 
تغلب کردیما برا همه تغلب رسوندمevilsmile.gif (19×18)
مهستی:بگو دیگههههه
من:بنویس معروف به بلعمی
مهستی:نمنه؟معروف به نمنه ؟مرتضی رنجر؟
من:بلعمییییی
حسنا از اون ور:هستی ظاهر چی میشه؟
من:باطن
حسنا:روغن مایع؟؟
من:اااه خفه شووو دیگههه
خانوم:
خااخر سری کم مونده بود خانوم مچمو بگیره شانس اوردم
 ندیدوگرنه.....
خب خب عاغا جو مدرسه منو گرفته بدجوررریlotussmiley.gif (65×50)
دیروز خونه بابا عباس بودیم عمو چیمچام هم اونجا بود
عمو چیمچام#همون عمو نیکنام که 
امیر شور کلمه هارو در اورده
+انتخابات شورای دانش اموزی!!!!
رییس حوزه هستی ..ا.. (من)
ناظر حوزه مهستی..ا..
بالاخره منم رای دادم تویه یه انتخابات مخسره:|
+یکتا رجب 4 اداهاش....
+رانندگی مامااااانم خیلی خیلی تررسنااک بود
وسط دور برگردان ماشین خاموش شد دیدنی بوداااااا
یکی بوق میزد یکی چراغ میداد چهارتا ماشین پشت سرمون بودن
به جای مامانم استرس برم داشته بوددد
+مااااااشین وکیل ایناااا من عررررررررررررررررر
بفروشن خریدارم
+آی عم زرنگ
In Love
همشهری رو حال کنین طرفدار خواننده مورد علاقم هس:
.
+عکس بالا me Heart Smile
+بای



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 اینجوری:|
شنبه 29 مهر 1396 × 07:10 ب.ظ    
هر چقدر عینکم را تمیز میکنم دنیا کثیف تر میشود...
شرمنده من یکم کورم loudlaff.gif (32×35)
روز عجیبیه!خواب دیدم عسل خانی و فاطمه ایمان زاده 
اومدن مدرسه بهشون میگم دست از سر کچل من بردار25r30wi.gif (28×24)
و این رویا به واقعیت پیوست که من دوس نداشتم بپیوندfingersmiley.gif (33×26)
(اصن باس برم من انجمن مخصوص ادبیات بشم)
همه ذوق کرده بودنtantrumsmiley.gif (39×29)
یه مانتو بلند مشکی پوشیده بود با شلوار لی اییش شلوارشم
 تا مچ پا زده بود بالا شالشو گره زده بود از این انگشتر توپیا
انداخته بود واای چه بدع
افکارم...افکارم بچه ها...بچه ها افکارم!21b7wpk.gif (55×34)
اومده بود دوستش فاطمه بیگ زاده رو ببینه 
منم فک کردم اومده ازمون حلالیت بگیره بگه غلط کردمrolleye.gif (19×18)
ولی متاسفانه....axesmileyf.gif (40×30)
به درک به جاار جهنمم واااااااااای
منم داشتم اداشو در میاوردم الینا هم غش
 کرده بود از خنده
من:
الینا:
حسنا که کم مونده بود بیرونش کنه از مدرسه:
عسل خانوم مرسی از زخم زبون زدنات 
خیلی ممنونم بااای:)
میمونننننن الاااااغ خررررر
بیخی...اعصاب معصاب ندارم...
از رقیه پرسیدم وقتی ما بریم یه مدرسه دیگه بعد بیایم 
دیدنتون چیکار میکنین؟
نه دسه منه یاخچی دی؟(درست نوشتم؟:|)
رقیه:خودکشی میکنیم
یانب توکلدیم!:|
+پاک کن هلنو خوردم هلن بدبخت انداختش اشغال گفت چپسی(چسبی)شده بود اخه من چقد نمکم! 
این هفته من مررررررردمعجب هفته ی خسته کننده ای بودددد
+یه داداش هم نداریم بیاد دنبالم کیفمم برداره بوسم کنه.. 
 اوووف
+فعلا!



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 کربلا...پآی پیاده...
چهارشنبه 12 مهر 1396 × 07:35 ب.ظ    
.
کربلا لبریز عطر یاس شد....نوبت جانبازی عباس شدdreamyeyesf.gif (28×48)
احوالا؟fireplace.gif (67×66)
خوش میگذره چهار روز تعطیلی؟
این چهار روز قیافه من اینجوری بود:29dz8zk.gif (55×40)25r30wi.gif (28×24)
عاشورا هم رفته بودیم شبیه خونی مسجد معصومه اینا از بس 
باهم هرهر و کرکر کردیم از چشمم اشک میومد!25r30wi.gif (28×24)
ما داشتیم میزدیمم یخوردیم میخندیدم مردم نشسته 
بودن لیتر لیتر اشک میریختن اصن یه وضعی بوداااا25r30wi.gif (28×24)
حسنا و معصومه هم اسیر شده بودن منم که عشاق شبیه خونی:|
با حسنا رفته بودیم دسشویی یه پسره بود به حسنا گفت:
اهاااای اسیر کوفه 
حسنا:مرض
من:25r30wi.gif (28×24)
جوری تو حالو هوای شبیه خونی بودیم جوری رفتار میکردیم
انگاری شبیه خونی رو بابامون برگذار کرده! 25r30wi.gif (28×24)
و این بچه های مدرسه به حدی من معروفم که هر جا 
منو میدیدنجیغ میزدن هستیی 121fs725372.gif (49×38) 25r30wi.gif (28×24)
یه دختره بود اسمش ترنم بود هفتم رو میخوند قدش
 تا کمر من بود اومدع بود اسیر شده بود
و همش با معصومه در حال جنگ و جدل بودن جالب اینجا بود
 از خنده هم داشتن روده بر میشدنloosingitsm.gif (23×19)
تو خیمه اسیر ها نشسته بودیم معصومه تخمه داش میشکون25r30wi.gif (28×24)
من کیک میخوردم حسنا دلستر میخورد25r30wi.gif (28×24)
مهستی تو خیمه لم داده بود25r30wi.gif (28×24)
اصلا شبیه اسیر نبودیم والا25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
انگاری خونه ی بابامون بودهمگی لم داده بودیم و درحال
 جنگ و فک هامون هم اروم نمیگرف!laugh2.gif (19×20)
معصومه:بیر آی بردا قالسوز فرهنگوز ایتر laugh2.gif (19×20)
من:evilsmile.gif (19×18)
مهستی:25r30wi.gif (28×24)
حسنا:
هنو خیمه رو یه جاش از این سنجاق ها زده بودنaxesmileyf.gif (40×30)
رفت تو دستم دستم اوف شد begging.gif (19×19)
(آی عم مظلوم:|)
هنو نشسته بودیم تو خیمه برامون مخصوص چای اوردن
میبینین چقد مهمون نوازن؟25r30wi.gif (28×24)
عاغا 4تا قند داشتیم 25r30wi.gif (28×24)
با 4تا قند یه چایی رو کوفت کردیم25r30wi.gif (28×24)
ولی من در واقعیت 10 تا قندو با یه چایی میخورم25r30wi.gif (28×24)
عاغا هنو ساندویچ و حلوا سیب زمینی و خرما چی چی میدادن
بیشورا به ما ندادن 
اخر شبیه خونی هم دستامو جوهر کردمacigar.gif (66×48)
دستام+.+
Me#winking.gif (19×18)
هنو وقتی امام حسین رو میخواستن شهید کنن پیشه یزید 
واستاده بودمیهو داد زد برین اونورعاغا نمیدونین 
چقد ترسیدم 6 متر پریدم تو هواباع زلزله هم شده انقد نترسیدم:|
خلاصه خیلی خوش گذشتsmileybunny1.gif (61×48)
دوستم و من:)
اینم منو دوستم کفش صورتیه دوستمه مشکیه منمinlove.gif (39×26)
:)
منو مهستی:))clap.gif (28×37)
:)
روز اول مدرسه هم که با دوستامون ردیف اول نشستیم evilsmile.gif (19×18)
یعنی اینجوری بود قیافمون:jazzybass.gif (54×63)25r30wi.gif (28×24)
معلممون هم خانوم قبادیه اونقده سخت گیره هیچی
 دیگه این روزا فاتحمون خوندس bokmal.gif (73×30)
+فعلا



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 من اومدم با کوله باری از چرت و پرت:|
جمعه 24 شهریور 1396 × 09:51 ب.ظ    

Image result for ‫دخترونه لاکچری‬‎
بسمه تعالی 
مراسم وداع با ایام خوش گذرونی واستراحتBegging
زمان:جمعه 31 شهریور بعداز نماز مغرب و عشا  تا نماز صبح
مداح و سخنران:کلیه دانشجویان،دانش اموزان، پرسنل 
مدارس و دانشگاهی!
دم نوحه:مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع...dreamyeyesf.gif (28×48)
اهم اهم سلام علیکم جماعتputersmile1.gif (45×30)
گفتم اخرای تابستونه اومدم به وبم سر بزنم برمولیدیدم 
که  مگسم پر نمیزنه اینجا screaming.gif (33×28)
عاغا خبراییه؟هوم؟؟بیتربیتا..tantrumsmiley.gif (39×29)
این چند روز حالم خوش نی عسل سلیمانی رفت تبریز یه مدرسه دی
عسل کجایی؟!دقیقا کجایی؟
و a هم رفت خوب شد رفت ازشم بدم میاد2mo5pow.gif (38×43)
وقتی بود هر چی میشد تو کلاسمون دفتر خبردار میشد2mo5pow.gif (38×43)
آشقااال:|brodkavelarg.gif (58×42)
خلوص:|brodkavelarg.gif (58×42)
سال قبل ما تو کلاسمون خیلی فیضول و خبرچین داشتیم در چه حد:|
از شاخ های مدرسمون هم نگم دیگه دو نفر هم تازه
 اومدن کلاسمون :|
هیچی دیگه از اکیپ 6 نفرمون فقط 3 نفرمون موندع:|electricf.gif (63×28)
امروز هم هلن زنگ زده بود بسی باهم زر زدیم خندیدیم25r30wi.gif (28×24)
واای یونیفرممون!!:|297.gif (20×20)
شبیه کت دامنه فقط یدونه کفش پاشنه بلندمون کمه!:|297.gif (20×20)
رنگش طوسیه با قرمز:|297.gif (20×20)
اگه دیدین چن نفر با کت و دامن از این ور خیابون 
میخوان رد شن اون ور مسخره نکنیناااا...25r30wi.gif (28×24)
همدردی کنین:|25r30wi.gif (28×24)
عجقممم پاندام:
.

خب دیگه بخوابیم یا زودع؟



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 جغور بغور نوشت#
چهارشنبه 1 شهریور 1396 × 08:37 ب.ظ    

Related image
سلام
Hello
عاغا امسال امتحان نمونه داریمو اینا مامانو بابام پدرمو
 در اوردن اونقده گفتن درس بخونboredsmiley.gif (33×19)
و طبق معمول اگه از نمونه در نیام کلمو میکنن!lollipopsmiley.gif (44×37)
عمه بابا بزرگم عمه ریحان یه پسر داره اسمش سیامکه
اصن حرف نمیزنه و وقتی مهمون هست نمیاد پایین با 
گوشیش فقط بازی میکنه(لالی چیزی خدایی نکرده
 نیستاا فقط یکم تو خودشه)laugh3.gif (28×24)
و این  مامانو بابای من میگن اخرش مثل این سیامیشین
 دوتاتونم یعنی عاغ میخوام بزنم تو سر و صورتم؟! 
دیروز هم رفته بودیم خونه بابا بزرگم امیر نشسته 
بود داشت فرش میشست زرشکmonkey.gif (25×21)
بزارین بشوره وظیفشه25r30wi.gif (28×24)
نصیحت کردمش از این به بعد ظرف هم بشوره25r30wi.gif (28×24)
مررض
با هلیا داشتیم نرده پاک میکردیم ولی شبیه نرده پاک کردن نبود
 بیشتر شبیه خل بازی بود 25r30wi.gif (28×24)
مهستی گفت:نادیر(نادر بابا بزرگه هلیاس)25r30wi.gif (28×24)
هلیا:هووی چیتی چرپارم باشوا مثلا میخواس قهرمان
 بازی در بیاره 25r30wi.gif (28×24)
(دُرس نوشتم؟)
معنیش اینه:
هووی پارچه رو میکوبم تو سرتاا. 25r30wi.gif (28×24)
منو مهستی هم از خنده روده بر شده بودیماز مامان
 بزرگمم نگم دیگه25r30wi.gif (28×24)
روم نمیشه تعریف کنم باس همه رو سانسور کنمفردا هم میخوایم
 بریم استارا و سرعین همین دیگه خواستم خبر بدم306.gif (37×19)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 درس خر است گاو من است^-^
دوشنبه 30 مرداد 1396 × 12:01 ب.ظ    

هااای2gwb921.gif (78×83)
احوالتون؟drunksmilef.gif (34×34)
عاغا این چقد وقته کامنتا کمه هاااpishposh.gif (43×39)
بیشورا2mo5pow.gif (38×43)
از تابستـون هم خسته شـدم..... حوصلـم پوکـید :|

 چیه آدم انقدر بی کار یاد بی چاره دایناسُرا می افتاده
دیگه
بدبختی 
های خودش هیـچ البته ماکـه  بدبختی اینا نداریم ولی حالـآ..... weirdsmiley1.gif (28×31)
عاغا  کلاس ریاضی اقای ناصری ثبت نام کردم:| 
نمیدونم برم؟ نرم؟ یه چیزی بین رفتنو نرفتن  

اگه برم همه چی مخلوط میشه 
 نمونه هم باس قبول شم Reading a Book
الان دقیقا باس چیکار کنم؟به کی فش بدم؟25r30wi.gif (28×24)
ااااای حالا من چه خاکی تو سرم بریزم؟cry_6_.gif (45×45)25r30wi.gif (28×24)
از الان باس خرخونی کنم یعنی؟stoneage.gif (53×30)
پ.ن:
عاغا چن روزه  درگیر آهنگ جدید حامد همایونم :| 
 همین مونده بود حامدهمایون عاشق بشه بره!! 25r30wi.gif (28×24)
thumb_HamMihan-20154746720368364341442910521.7767.jpg (400×359)
حالا هم دیگه برین عذاداری کنین29dz8zk.gif (55×40)
ماه مهر از رگ گردن به شما نزدیک تر استpop.gif (44×30)
خدا لعنتت کنه مدرسه 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
من دیگه برم تو افق محو بشم 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 عروسی:|
شنبه 28 مرداد 1396 × 07:09 ب.ظ    
toptoop.irعکس پروفایل دخترونه 96 جدید.jpg (450×320)
سلام علیکمrice-ball-smiley-04.gif (50×50)
خوبین؟من خوبم خوشمmornincoffee.gif (40×27)
دیروزم رفته بودیم عروسی مشگین پدرم در اومد از پارس اباد تا مشگین!146fs495919.gif (35×38)
مثلا میخواستیم بریم عروسی 
9بار موهامو شونه کردم رفتم اونجا دیدم عجق وجق شدهcryingbig.gif (16×21)
اعصابم خورد شده بود یعنی بیشورررر اونجا یکی دوبار هم موهامو شونه کردم!rolleye.gif (19×18)
بازم حالت صافشو نمیگرفت که نمیگرفت!cryingbig.gif (16×21)
پ.ن:
این روزا عروسی زیاد میریم دهنم سرویسه!dunnof.gif (40×16)
**
امیر  هم تو عروسی پیش من نشسته بود shakinghead.gif (30×18)
دستمال کاغذی رو ماشین کرده بود با دهنش صدا ماشین در میاورد!shakinghead.gif (30×18)
یعنی میخواستم بزنم تو سرش25r30wi.gif (28×24)
  ایلا هم طبق معمول نمیدونه چه غلطی بخوره جیغ جیغ میکنه25r30wi.gif (28×24)

عررررررر!میایم کوچ میکنیم مشگین25r30wi.gif (28×24) 
مشگین چقد قشنگههههه ای مشگینننن وااای واای 25r30wi.gif (28×24)
شما:2lxwef8.gif (30×30)
میهن بلاگ:rolleye.gif (19×18)
خلاصه امیر اینا هم موندن مشگین برن گردش و اینا.....sorrowsmiley2.gif (44×30)
خوش به حالشون sorrowsmiley2.gif (44×30)
کوفتشون بشهbored.gif (23×17)
بریم تو فاز  treehug.gif (78×69)
خب از باشگاهمون هم که نگم وضع داغونهاستاد این روزا جدی تر شده
رسما میخواد مارو شکنجه بده25r30wi.gif (28×24)
محیا هم کمر قرمز گرفته کوفتش بشه بیشوررر مخسره:/25r30wi.gif (28×24)
 اینودیگه بگم میپوکید از خنده25r30wi.gif (28×24)
تایم باشگاهیمون تموم شده بود منو الینا و مهستی و هلن داشتیم میحرفیدیم که به شما ربطی نداره چه میحرفیدیم25r30wi.gif (28×24)
الخصوصیی..25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
رفتم بطری ابم رو بردارم در کمال تعجب دیدمjawsmiley.gif (20×26)
...
....
.....
بطریه ابم نیستjawsmiley.gif (20×26)
بعله دیدم یه دختر یه بطری اب رو برداش گذاش تو کیفشjawsmiley.gif (20×26)
دقیقا جایی واستاده بود که بطری من اونجا بودjawsmiley.gif (20×26)
رفتم بش گفتم:
ببخشید این بطری رو از کجا برداشتین؟fingersmiley.gif (33×26)
دختره:
هاااین؟monkey.gif (25×21)
مامانش چرخید گفت این بطری رو زمین بود برداشتمش بدم دخترم no.gif (16×15)
از دستش گرفتم بطری مو no.gif (16×15)
الینا:جان خودم این دختره خنگه25r30wi.gif (28×24)
قضیه رو برا مهستی و هلن تعریف کردیم از خنده روده بر شده بودیم25r30wi.gif (28×24)
از پیش دختره داشتیم رد میشدیم الینا محکم گفت بخدا این دختره خنگه25r30wi.gif (28×24)
یه مشتی به پهلوش زدم از درد داشت میخندید25r30wi.gif (28×24)
همین دیگه خواستم اعلام حضور کنم25r30wi.gif (28×24)
+فعلا!rice-ball-smiley-13.gif (50×50)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 تبریز:)
دوشنبه 23 مرداد 1396 × 10:58 ب.ظ    
   :)  
     من اومدم خوش اومدم قند و نبات اوردم25r30wi.gif (28×24)
عاغا جاتون خالیه خالى رفته بودم تبریز سولندیم 130fs358763.gif (58×51)
بهشت دوم بووود دلم نمیومد برگردم خونمون acigar.gif (66×48)
وقتی رسیدیم تبریزcowboysmile.gif (52×50)
یه جا خواستیم ماشینو پارک کنیمو بشینیم غذا کوفت کنیم
ماشینو پارک کردیم یه جای خوب هم پیدا کردیمcoffeebath.gif (76×63)
وسایل هارو چیدیمو نشستیم غذا میخوردیم یهو برگشتم دیدم یه گربه ی سفید با چشمای سبز داره منو نگا میکنه!25r30wi.gif (28×24)
منم خواستم قهرمان بازی دربیارم رفتم پیشه گربهه 25r30wi.gif (28×24)
یه اپ چاگی با پام زدم بهش که باید فک کنم سه گام میزدم
چون خیلى پرووو بود laugh2.gif (19×20)
یا خداااااااااااااااا حالا بیا دست برداره گربهه 25r30wi.gif (28×24)
گربهه پرید اومد جلو!25r30wi.gif (28×24)
یه پخی هم کرد!25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
منم که از ترس به غلط کردن افتاده بودم!25r30wi.gif (28×24)
از روی نرده ها پرواز کنون رفتم جام نشستم!25r30wi.gif (28×24)
چسبیدم به مهستی تا وقتی گربهه خواست بیاد اول
 مهستی رو بکشه بعد منو!25r30wi.gif (28×24)
گربهه هی داشت میچرخید!dramaqueensmil.gif (30×28)
منم که میترسیدم بابام پاشد با کفشش یکی زد به پای  گربهه!laugh2.gif (19×20)
گربهه لنگ لنگون رفت!laugh2.gif (19×20)
اخه اینم شهر ما داریم؟:|no.gif (16×15)
و از اون به بعد اسم این گربهه شد گربه ی وحشی.
با سومسوح!laugh2.gif (19×20)
******
 تو شهر به این بزرگی گم شده بودیم حالا من 
عرر مهستى عرر 25r30wi.gif (28×24)
این همه موزه و فلان و فلان و فلان داشت از موزه ى 
قاجار گرفته تاااا...25r30wi.gif (28×24)
 ائل گولى هم رفتییم خیلی عالیییییییی بود!flirtyeyess3.gif (25×45)
فضاى مخصوص من بود 25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
البته اگه میذاشتن تو فضاى خودم بمونم هى یه خونواده 
میومد پاشو عکس میندازیم گاااااگولااااaxesmileyf.gif (40×30)
یه اجرای خیابونی هم دیدیمhspace.gif (30×29)
خیلی عالیییی بود کم مونده بود برم باهاشون بخونم25r30wi.gif (28×24)
هربار این درووووdreamyeyesf.gif (28×48)
اجرای خیابونی تو تبریز^_^
عاقا بسم الله :||||!25r30wi.gif (28×24)
 تونل وحشت میخواستیم بریم
یه گروهی جلومون چن تادختر بودن
  تا رفتن تو یکیشون کوبید به در یارو ام!25r30wi.gif (28×24)
درو بازکرد اوردش بیرون مامانم  به دختره گفت چی شده
 دختره هم گفت خیلی ترسناک بود  :|||||!25r30wi.gif (28×24)
عاقا هیچی وارد شدیم و من مثه شپش چسبیده بودم به 
بابام مهستی  رو فرستادیم جلو مامانم  هم پشته سرم بو25r30wi.gif (28×24)
منم که اصن کلا چشام بسته بود فقد هر وخت بقیه جیغ میزدن منم بشون ملحق میشدم :||||!25r30wi.gif (28×24)
یهو احساس کردم یه صدای عربده میشنوم !25r30wi.gif (28×24)
و اون حسه گرمایی که داشتم دیگه نیست
چشامو باز کردم دیدم مهستی  و بابام و مامانم  
مثه یوزپلنگه افریقایی دارن فرار میکنن :/!25r30wi.gif (28×24)
عاقا چشامو بستم دهنمو وا کردم مثه خر جیغ کشیدم 
یارو اره برقیم کنارم بود داشتم سکته ناقص میزدم
عاقا نیم ساعت داشتم جیغ میزدم که یارو نقابشو 
برداشت گفت خانوم
علافون کردی دوساعته بیا ردشو برو دیگه :||!25r30wi.gif (28×24)
گفتم اصن به توچه پول دادم هر کاری خواستم میکنم
هیچی دیگه یه جوری دویدم که پاهامو
اصن حس نمی کردم!25r30wi.gif (28×24)
هیچی دیگه مثه جنگ زده ها عز تونل وحشت زدیم بیرون25r30wi.gif (28×24)
بابام به مامانم : اصن ترس نداشت چی بود 
خیره سرشون تونل وحشت زدن :/
مامانم: :|
*****
خلاصه خیلی خوش گذشت!bunnyearsmiley.gif (56×25)
اى تبریززززززز...ادامشو نیام که آبروم به فنا میره loudlaff.gif (32×35)
فک کنم خیلی زر زدم فک نکنم چون به شدت زر زدممم 4chsmu1.gif (29×19)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 عنوان نداریم:|
دوشنبه 9 مرداد 1396 × 07:33 ب.ظ    
toptoop.irمتن برای پروفایل جدید در سال 96.jpg (450×335)
عاغا رسما من باید یه هفته عزاى عمومى اعلام کنم تو وب 
 عمووووووووووووم گند زد به مسافرتمون! rolleye.gif (19×18)
ادم قطع نخاع بشه ولی از مسافرتش نمونه! rolleye.gif (19×18)
وااااااى پوووسیدم ىکى بیاد بریم یه هوایى 
بخوره تو ملاجم chillout.gif (89×66)
یه داداشى هم نداریم بگه پاشو بریم بیرون دور دور tantrumsmiley.gif (39×29)
اصن خدا وقتى داشته به همه شانس میداده من داشتم تو اتاقم چرت میزدم boredsmiley.gif (33×19)
 دیروز یه بادی میورزید که نگو twister3.gif (97×62)
این نایلونی ها تو هوا گرگم به هوا بازى میکردن 25r30wi.gif (28×24)
منو مهستی هم داشتیم پیاده میرفتیم سمت باشگاه42kmoig.gif (45×24)
داشتم راه میرفتم که...!
که...!
که...!
یه چاقو در اومد از زیر کفشم!!!sorrowsmiley2.gif (44×30)
یا امام زاده بیژژژژژن!lollipopsmiley.gif (44×37)
این مهستی هم علاقه خاصی به بدبخت کردن من داره!brodkavelarg.gif (58×42)
کلا باهاش با احتیاط جایی میرم!!25r30wi.gif (28×24)
خلاصه با هزار بدبختی خودمون رو رسوندیم به باشگاهshakinghead.gif (30×18)
یا روح عمه بابا بزرگم!!!25r30wi.gif (28×24)
داشتیم میرفتیم همه جا پر ادم حالا فک کن بایه بلوز
 سفید با یه کمربا یدونه شلوار سفید همچون شلوار کردی!25r30wi.gif (28×24)
 از روش یه مانتو جلو باز و یه شال تو خیابون!!25r30wi.gif (28×24)
خلاصه بگم همه مارو داشتن نگا میکردنbabygirl.gif (14×21)
زود با مهستی رد شدیم رنگشونم ندیدیم!washmachine.gif (25×43)
داشتیم دور سالن میدویدیم یهو...گرومپپپپپپ!!!
 26 نفر ادم در حال دویدن یهو همگی چرخیدن 
یا حضرت فیل سمت منو هلن!25r30wi.gif (28×24)
بعلههههه!دیدم هلن با مخ رفته کف سالن!25r30wi.gif (28×24)
این هلن هم بسی عجول میباشدنشسته بود اخ اوخ میکرد:|
استاد:brodkavelarg.gif (58×42)
من:twzonesmiley.gif (55×49)
هلن:crysmiley2.gif (47×30)
مهستی:muscular.gif (31×16)
کل سالن:25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)25r30wi.gif (28×24)
عاغا هلن و الینا امروز ازمون کمر سبز داشتن!42kmoig.gif (45×24)
هیچی هم بلد نبودن!25r30wi.gif (28×24)
استاد به ایناز گفت فرم و حرکات دست و پا رو ببین
 بلدن یا نه منم به کمر ابیا برسم!snapoutofit.gif (60×43)
ایناز به هلن و الینا میگفت پای ون جلو بشین اپ سوگی!laugh2.gif (19×20)
اینا راست رو میذاشتن جلو درحالی که ون پای چپه!laugh2.gif (19×20)
حالا ایناز:آی بالا ون پای چپه!upherebl.gif (37×60)
ولی خودمونیماااا طرف پزهایی میده!:\2mo5pow.gif (38×43)
این الینا و هلن هم مثل من وحشی ان ولی پیش استادو معلم مثل 
گاو ساکتن!:\4869.gif (33×46)
من تو بچگی اونقده شلوغ بودم!
یعنی به معنی کامل زلزله!:\baby2 (33).gif (14×21)
فیلم بچگیمو میدیدم کنار دریا بودم هر چی
 سنگ و علف و کوفت و زهرمار بود انداختم تو دریا!25r30wi.gif (28×24)
یه بیعشورری بودم!!25r30wi.gif (28×24)
****
سه شنبه هفته پیش رفته بودیم خونه یکی از فامیلمون!teddysmiley2.gif (32×23)
امیر هر چی خورده بود رو بالا اورد!
یااااا حضرت نوح!!trenchcoat.gif (42×31)
هی هم میومد میچسبید به من!boredsmiley.gif (33×19)
منم میرفتم ازش دور میشدم یه وقت رو من بالا نیاره!25r30wi.gif (28×24)
هیچی دیگه!!
 دیروزم رفتیم عروسی فرشته خانوم دختر خاله هلیا 
باشگاه هم نتونستم برم چون تو عروسی بودمwhoopdedoo.gif (50×43)
پ.ن#:
میریم تبریز و مشگین!128fs318181.gif (16×15)
   میرم تونل وحشت با مهستی:|128fs318181.gif (16×15)
خدا بخیر کنه:|128fs318181.gif (16×15)
خب دیگه من برم که کلا این هفته ابغوره گرفتم!:|128fs318181.gif (16×15)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 چرت:|
پنجشنبه 5 مرداد 1396 × 11:31 ب.ظ    
نت نداشتن چقدددد بدهههه ادمممم دلش میخواد سرشو
 بکوبه تو دیوااار:|boredsmiley.gif (33×19)
یه وضعى اعصابم خورده میخوام نتو بردارم
 بزنم تو سرمbrodkavelarg.gif (58×42)
رفتم از مامانم نت کش رفتم افریین به من من 
چقد بچه خوفیم loudlaff.gif (32×35)
از پادگان هم خبرى نى
مبارزه داشتیم پام درد میکرد طرفم مثل چی میزد:|boredsmiley.gif (33×19)
هیچی دیگه نمیدونم میخوام چه غلطی 

بخورم تو این گرما:| 

شنبه هم قراره بریم خونه یکی از فامیل ها شاید 
دو هفته یا سه هفته نباشم!tantrumsmiley.gif (39×29)
دیشب هم بی خوابی زده بود سرم!rj5belsv3x6akm1xxn.gif (63×49)
حالا من اون موقع در حال مکالمه با قلبم:
ای قلب جانم!چرا خواب به چشمان من نمی آید؟hmm.gif (30×29)
حالا قلبم:ظهر عین خر خوابیدی چونکه!ادای عاشق 
هارو هم در نیار!swear1.gif (27×35)
واقعا از قلبم انتظار نداشتم!!! gaah.gif (37×41)
خب دیگه اومدم اطلاع بدم!photosmile.gif (48×31)
+بدوردworship.gif (29×29)
عکس بازیگر محبوب من  البته زیادن حوصله
 ندارم همه رو بذارمlaugh2.gif (19×20)
از بزبزى گرفته تااا خاله سوسکه laugh2.gif (19×20)
نوشته ی هایه یه دختر:)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 روز مع:|
سه شنبه 3 مرداد 1396 × 01:22 ب.ظ    
 
صبحتون بخیر!!eggnogsmileyn.gif (52×38)
چیه؟چرا نگا میکنی؟
زندگی خودمه دوس دارم الان صبح بخیر بگم!25r30wi.gif (28×24)
به تو چهههه هااان؟!25r30wi.gif (28×24)
عاغا از صب سرم تو گوشیه دارم خود زنی میکنم بلکه 
ننه بابام برام یه چیزی بخرن واس
 روز دخترفک کنم دارم موفق میشم!25r30wi.gif (28×24)
روزمون مباااارک دخملآآآ!momflowersmile.gif (86×116)
ما خیلی باحالیم!25r30wi.gif (28×24)
خیلی!128fs318181.gif (16×15)
ما خیلی جیگیلی میگیلی هستیم!25r30wi.gif (28×24)
خیلی!128fs318181.gif (16×15)
یهو دلم خواست برم خندوانه!25r30wi.gif (28×24)
هووی هر کی بچه تهرونیه بگه ادرس بدم بیاد شهرمون منو 
ورداره ببره خندوانه!25r30wi.gif (28×24)
عاغا امروز اهنگ گذاشته بودم قرمیدادم شما هم قر بدین توسعه میکنم:|
اهنگو داشتم میخوندم دیدم خوانندهه اشتباه میخونه rolleye.gif (19×18)
اصن میخواستم بزنم فک خوانندهه رو بیارم پایین!snapoutofit.gif (60×43)
عاغا امروز باشگاه داریماستاد نزنه بیرونمون نکنه صلوااات
دولیو چاگی چه کوفتیه؟ها؟axesmileyf.gif (40×30)
اگه من میدونستم اینجا چه غلطی میکردممممم؟
میگم عاغا خیلی بی شخصیت شدیناااانه لایکی نه کامنتیboredsmiley.gif (33×19)
ب(الکى الکى منم شاخ شدماا:|)washmachine.gif (25×43)
عکس من^-^
#عکس زمان طفولیتم!heartsmile.gif (19×18)



   
:)هستـــــی♥ ×کـامـنـت()  

 صفحه هــا: 1 2